شمس الدين حافظ
20
ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )
را به صورت قطعى و مسلّم عرضه كنند . متأسّفانه در دوره اخير در اين چهل ، پنجاه سال كتابهايى نوشته شد كه در اين كتابها بىنظرى و بىغرضى رعايت نشده و مطالبى نوشته و گفته شده است كه حقّا و انصافا جفاى به حافظ است . برخى حتّى اهانت به اوست . بعضى بىبصيرتى در مقابل خواجه است و انسان حيرت مىكند كه چرا بايستى اين حرفها به ذهن كسى خطور كند . حافظ را كافر و بىدين و زنديق و منكر آخرت و از اين قبيل چيزها معرّفى كردهاند كسى كه زيباترين اشعارش اشعار عرفانى است يا لا اقل اشعار عرفانى جزو زيباترين اشعار اوست : در ازل پرتو حُسنت ز تجلّى دم زد * عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد جلوهاى كرد رُخت ديد ملك عشق نداشت * عين آتش شد ازين غيرت و بر آدم زد مدّعى خواست كه آيد به تماشاگه راز * دست غيب آمد و بر سينهء نامحرم زد وجود اين قبيل اشعار را كه در سراسر ديوان حافظ پراكنده است و نداى يك عرفان والاى مصفّاى غيبى را مىدهد نديده مىگيرند و مىگويند اين آدم به خدا و قيامت و دين معتقد نبوده است .